لسان الملك سپهر

201

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

جلوس وهرز در يمن شش هزار و يكصد و شصت و نه سال بعد از هبوط آدم عليه السّلام بود « 1 » چون خبر به نوشيروان رسيد كه سياهان حبشه ، سيف ذى يزن را بكشتند و كار مملكت را پريشان نمودند ، سخت برآشفت و ديگر باره وهرز را پيش طلبيد و چهار هزار ( 4000 ) مرد از مردم اساوره ملازم ركاب او ساخت و حكم داد كه به اراضى يمن تاختن كن و هر كس از مردم حبشه را كه در آن مملكت سكون دارد با شمشير بگذران و يك تن را زنده مگذار و هر زن كه از مردم حبش بار دارد شكمش را بدران و بچه برآور ؛ و هر كه از مردم يمن با ايشان پيوند كرده و خويشى نموده يا دوست و هواخواه آن جماعت باشد هم عرضهء تيغ فرماى تا نام و نشان مردم حبش از ميان برخيزد . وهرز زمين خدمت بوسيده خيمه بيرون زد و با لشكر خويشتن آهنگ يمن كرد . و چون بدان اراضى درآمد دست به كشتن برآورد و بدانسان كه نوشيروان فرموده بود يك تن از حبش زنده نگذاشت . و صورت حال را نامه كرده به حضرت پادشاه عجم فرستاد . كسرى او را تحسين كرد و منشور سلطنت يمن از بهر او فرمود . و چون اين حكم به وهرز رسيد شاد شد و بر تخت ملك جاى كرد و تاج ملكى بر سر نهاد و به نظم و نسق مملكت پرداخت تا آنكه اجلش برسيد و مدت پادشاهى او در يمن چهار ( 4 ) سال بود .

--> ( 1 ) . برابر صفحه 421 جلد دوم از كتاب اول چاپ سنگى ناسخ التواريخ .